تبليغاتX
♥ ღ♥ S - H a T e ღ
♥ ღ♥ S - H a T e ღ

✿.::. بــرایـــ دلـــ خــودمـــ .::.✿

چـرا آدمـــا نمیـــدونن بعضــــــــی وقتهــــا خـــــداحافـــــظ یعنـــــــی: 
نــــذار برم 
یعنـــــــی بــرم گــــردون 
سفــــت بغلـــــم کـــن.. ... ... 
ســـــرمو بچـــــسبـــون به سینــــه ت و 
بگــــــو : 
خداحافــــظ و زهــــر مـــار 
بیخــــــود کــــردی میگی خداحافـــــظ 
مگـــــه میـــذارم بــــری؟!! 
مــــــگه الکیــــــــه
ثبتــ شده در تاریخـ ِ چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 در ساعتــ ِ19:15 بهـ دستانــS a Я a| |

اولین روز دبستان بازگرد * شادی آن روزهایم بازگرد 

بازگرد ای خاطرات کودکی * بر سوار اسب های چوبکی 

خاطرات کودکی زیباترند * یادگاران کهن باقی ترند 

درس های سال اول ساده بود * آب را بابا به کودک داده بود 

مانده در گوشم صدایی چون تگرگ * خش خش جاروی بابا روی برگ 

همکلاسی های من یادم کنید * باز هم در کوچه فریادم کنید 

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود * جمع بود و کاش تفریقی نبود 

ای دبستانی ترین احساس من * بازگرد و مشق ها را خط بزن
ثبتــ شده در تاریخـ ِ چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 در ساعتــ ِ19:11 بهـ دستانــS a Я a| |


ماهي شده بود باورش 


تور اگه بندازن سرش 


ميشه عروس ماهي ها 


شاه ماهي ميشه همسرش 


ماهي باورش نبود 


تور اگه بندازن سرش 


نگاه گرم ماهيگير 


ميشه نگاه آخرش
ثبتــ شده در تاریخـ ِ چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 در ساعتــ ِ19:10 بهـ دستانــS a Я a| |

به این خوشم که شما گرفتارِ من نیستید 
به این خوشم که من گرفتارِ شما نیستم 
به سختیِ این کره­‌ی خاکی 
که هرگز زیر پاهای ما را خالی نمی‌کند 
به این خوشم که می‌توان مسخره بود 
گستاخی کرد و کلام را به بازی نگرفت 
و سرخ نشد از موجِ کُشنده 
هنگامی که آستین‌­هامان آهسته به هم ساییده می‌­شوند 

و به این خوشم که شما در حضور من 
به‌­راحتی دیگری را در آغوش می­‌کشید 
و از این که شما را نمی‌­بوسم 
آتشِ سوزان جهنم برایم آرزو نمی‌­کنید 
خوشم که نام لطیف مرا، ای نازنین من 
شبانه‌­روز به­‌بیهودگی یاد نمی‌­کنید 
خوشم که در سکوت سرد کلیسا، ای آوازه‌­خوانان 
برای ما سرود ستایش سر نمی­‌دهید 

سپاس قلبی من از آن شما باد 
شما که خود نمی‌­دانید 
چه عاشقانه مرا دوست می­‌دارید 
و سپاس برای آرامشِ شب­‌هایم 
برای کم­‌یابیِ ملاقات‌­های تنگِ غروب 
برای فقدانِ گردش­‌هامان زیرِ نورِ ماه 
برای بی‌­حضوریِ خورشیدِ بالای سرمان 
برای این‌که، افسوس! شما گرفتارِ من نیستید 
برای این‌که، افسوس! من گرفتار شما نیستم. 


مارینا تسوتایوا 
ثبتــ شده در تاریخـ ِ چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 در ساعتــ ِ19:7 بهـ دستانــS a Я a| |


به هـمـان سـادگـی 

کـه کـلاغ ِ سـالـخـورده 

بـا نـخـستـین سـوت ِ قـطـار 

سقـف واگـن مـتـروک را 

تـرک می گـویــد 

دل ، 

دیـگــــر 

در جـای خـود نیـسـت 

بـه همـیـن ســادگـی !

ثبتــ شده در تاریخـ ِ سه شنبه سوم آبان 1390 در ساعتــ ِ20:20 بهـ دستانــS a Я a| |


کم کم یاد خواهی گرفت ! 
با آدمها 
همانگونه باشی 
که هستند ... ! 

... ... ... ... ... ... ... همانقدر 
خوب 
گرم 
مهربان 

و گاهی همانقدر 
بد 
سرد 
تلخ........!!!!!!

ثبتــ شده در تاریخـ ِ سه شنبه سوم آبان 1390 در ساعتــ ِ20:19 بهـ دستانــS a Я a| |



نویسنده ها "سیگار" می کشند ... 

شاعرها "هجران"... 

نقاش‌ها "تابلو" ... 

زندانبان‌ها "دیوار" ... 

زندانی‌ها "تنهایی"... 

دزدها "سرک"... 

مریض‌ها "درد"... 

بچه‌ها "قد"... 

و من برای کشیدن 

"انتظار تو را" را انتخاب می کنم.

ثبتــ شده در تاریخـ ِ سه شنبه سوم آبان 1390 در ساعتــ ِ20:17 بهـ دستانــS a Я a| |

ترک میکنم و تنهایت میگذارم.... 

تا بیش از این انرژی ات را صرف نکنی برای.... 

صادقانه دروغ گفتن 

خالصانه خیانت کردن 

و عاشقانه بی وفایی کردن.... 

و هر چه بیشتر خودت را از چشمم انداختن...!!!! 

و چه حس پوچی بود این که میپنداشتم... لایق اعتمادی.... 
ثبتــ شده در تاریخـ ِ شنبه سی ام مهر 1390 در ساعتــ ِ18:32 بهـ دستانــS a Я a| |


باور تلخ نبودنت... 

تاوان کدامین اشتباه بود؟ 
تو گفتی بمان و من ماندم... 
اکنون که تو رفته ای... 
من در کوچه های تنهایی به انتظار برگشت تو به بی کسی 
خود خیره شده ام... 
و نمیدانم اخر چه خواهد شد... 
میروی و من نگاهت میکنم... 
تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم بی تو... 
یک عمر برای گریستن وقت دارم... 
اما برای تماشای تو همین یک لحظه باقیست... 
و شاید همین یک لحظه اجازه زیستن در چشمان تو را داشته باشم
ثبتــ شده در تاریخـ ِ جمعه بیست و دوم مهر 1390 در ساعتــ ِ16:31 بهـ دستانــS a Я a| |


این که باید فراموشت می کردم را هم فراموش کردم ! 

تو تکراری ترین حضورِ روزگار منی 

و من عجیب به آغوش تو 
از آن سوی فاصله هاخو گرفته ام.... 
ثبتــ شده در تاریخـ ِ جمعه بیست و دوم مهر 1390 در ساعتــ ِ16:30 بهـ دستانــS a Я a| |



قالبــ وبلاگــ Ainaz